یکی هست

هر شب که چشمهام رو میبندم و سرم رو روی بالش میگذارم..هر روز صبح که بیدار میشم ..وقتی میشینم ..وقتی بلند میشم ..وقتی توی آشپزخونه ام و مشغول پخت و پزم..وقتی دارم لباسها رو ..روی بند پهن میکنم ..وقتی جارو دستم میگیرم..پله ها رو جارو میزنم و دستمال میکشم ..وقتی سفره رو پهن میکنم و میگم بچه ها بیاین سر سفره ،غذا آماده است ..سفره رو جمع میکنم و سر سینک ظرفها رو میشورم  و خیلی وقتهای دیگه ..

توی همین روزمره گیها ..همین لحظه های تکراری هر روزه و برنگشتنی..یکی هست ،یکی که به من نزدیکه و از من دوره..یکی که از منه و از من نیست..یکی که با منه و با من نیست..بهش پشت کردم ..خیلی وقته که بهش پشت کردم ..اما فکرش لحظه ای منو رها نمیکنه ..حسرتش لحظه ای منو به حال خودم نمیگذاره ..گاهی..

برمیگردم !نگاهش میکنم ....دلم میخواد بهم نزدیکتر بشه ..بیاد و کنارم بشینه ..غریبی نکنه !دستهام رو توی دستهاش بگیره و بهم بگه "با من بیا"بگه "اونی که تویی..تو نیستی..منی..تو منی،بعد بخنده و بگه ..چقدر اینجا گرفتاری..یادت رفته ..میله های رنگین کمونی اسیرت کردن ..ببین سیاه و سفیدن ....برای همین هم یادت رفته "

بعد هم بهم بگه "پاشو بریم "

منم چشمام رو ببندم و همراهش برم .برای همیشه برم .

میدونم ..

میدونم ..

یکی هست ..یکی که به من نزدیکه ....

 

/ 4 نظر / 29 بازدید
مينو

اگه بري هم يكي هست كه بهت ميگه برگرد.....يكي كه بهت خيلي نزديكه...[لبخند] ما ادمها..بخصوص زنها ...انگار ساخته شده ايم براي همين رفتن وبرگشتن هاي توي دل مان..خودمان با خودمان ....

مه سو

[بغل][ماچ]

دختر بهاری

اناری پست بعدی رمزکیه؟ میشه رمزش رو داشت؟ راستی کجا؟ یعنی چی زودی میای؟ اصلاً چه معنی داره بری؟... اِ!!!

مه سو

منم رمز می خوام انار بانو....اگه رمزشو به بقیه می تونی بدی... تا کی نیستی؟!!! امتحان داری عایا؟!